دوشنبه 30 مهر 1397

 
 
 
 
 
 خنده بازار




خرما

يك روز يه فردی داشته خرما مي داده يك نفر يك مشت خرما بر ميداره آقاهه  ميگه اقا يك نفر مرده يك اتوبوس كه وارونه نشده.


دوچرخه

معلم ورزش: بخوابيد روي زمين و پا دوچرخه بزنيد. يكي از دانش آموزان پايش را بالا گرفته بود، ولي تكان نمي داد. معلم گفت: چرا ركاب نمي زني؟ شاگرد: آقا اجازه، دوچرخه ما تو سرازيري افتاده!


کفش

به یه نفر می گن: چرا با جوراب خوابیدی؟ می گه: آخه دیشب با کفش خوابیدم، خیلی اذیت شدم!


  مداد

بچه دست و دلباز به دوستش مي‌گه: خودکار داري؟ مي‌گه: نه،جوهرش تموم شده. به اون يکي دوستش مي‌گه: مداد داري؟ مي‌گه: نه مدادم نوکش شکسته. بچه دست و دلباز مي‌گه: چه بدشانسي! حالا بايد از خودکار خودم استفاده کنم!


ساعت

معلم به دانش آموز: ساعت را بخش كن! دانش آموز: اول سا دوم عت. معلم: صدايش را بكش! دانش آموز: تيك تاك! تيك تاك!


دکتر

دكتر: دوتا خبر بد دارم: اوليش اينه كه تو فقط بيست و چهار ساعت زنده مي موني؛ دوميش اينه كه ديروز يادم رفت اينو بهت بگم!!

 

  غذای سگ

همسايه اي گفت: «جلوي اين سگت را بگير! امروز جوجه ما را خورده است.» همسايه ديگر با خوشحالي گفت: «خوب شد گفتي كه ديگر امروز به سگم غذا ندهم.»


قلم

 اولی: جایی را نام ببرید که در آن قلم پیدا می شود؟ دومی: تنها مغازه اي كه درآن هميشه قلم پيدا ميشه قصابي است.


مسئله ریاضی

پسري براي حل مسئله رياضي‌ از پدرش پرسيد: اگر ۵ متر پارچه از يك مغازه و ۹ متر از مغازه ای ديگر برداريم، در نهايت چه خواهيم داشت؟ پدر فورا جواب داد: دو سال حبس!


هواپیما

دو دانش آموز دير به مدرسه رسيدند. ناظم با عصبانيت از اولي پرسيد: تا حالا كجا بودي؟ دانش آموز با ترس جواب داد: نزديكيهاي صبح خواب ديدم که با هواپيما به سفر رفته‌ام، تا بيدار شدم، دير شده بود. ناظم - كه خيلي عصباني شده بود - از دومي‌ پرسيد: تو كجا بودي؟ دانش آموز دومي ‌با خونسردي جواب داد: من به فرودگاه رفته بودم تا دوستم را بدرقه كنم


صفحات -> 1 - 2 - 3 - 4 - 5

تعداد بازديد :10720
3.8/5 امتياز (124)
 
 
   
 
نظرات

Ο
Ο
Ο
Ο
Ο
Ο
Ο
Ο
Ο
Ο
Ο
Ο
Ο
Ο
Ο
Ο
Ο
Ο
Ο