چهارشنبه 05 تير 1398

 
 
 
 
 
 خنده بازار



گربه
محسن: مواظب گربه ات باش امروز جوجه مرا خورد . علی : خوب شد گفتی که دیگر امروز به او غذا ندهم .


خورشید
یه نفر مي خواست بره خورشيد. بهش مي گن: اگه بري خورشيد، ذوب مي شي. مي گه: يه جور تنظيم كردم که شب برسم!

انگور 
يه نفر يه خوشه كوچك انگور خريد و به منزل برد و به هر كدام از بچه‌هاش يك حبه داد. يكي از بچه‌ها پرسيد: بابا، چرا فقط يك حبه؟ مرد جواب داد: بچه جان، بقيه‌اش هم همين مزه رو داره!

نگاه
اولي: اگه توجه كني، مي بيني كه نگاهم باهات حرف مي زنه. دومي: اين قدر پلك نزن، صدات قطع و وصل مي شهااااا!

گربه
گربه اي در مسابقه اي همه گربه هاي قوي و پر زور را شكست داد و قهرمان شد وقتي راز موفقيتش را پرسيدند گربه لاغر گفت پدر اعتياد بسوزه من ببرم !!!

ماهیگیر
نگهبان حفاظت از محيط زيست: چند بار بگم كه اينجا ماهيگيري ممنوعه؟ ماهيگير: من كه ماهي نمي‌گيرم. فقط دارم به كرمم شنا ياد مي‌دم

غذای گیاهی
اولي: من تصميم گرفته ام که بعد از اين فقط غذاهاي گياهي بخورم. دومي:لابد با مشورت دكتر تصميم گرفتي؟ اولي:نه، با مشورت قصاب محل؛ چون او ديگر حاضر نيست به من نسيه بفروشه!


فیل و کک
معلم به دانش‌آموز: بين فيل و كك چه تفاوتي وجود داره؟ دانش آموز پس از كمي فكر: يك فيل ممكنه در بدنش كك داشته باشه، ولي يك كك ممكن نيست در بدنش فيل داشته باشه!
 

صفحات -> 1 - 2 - 3 - 4 - 5

تعداد بازديد :11155
3.8/5 امتياز (124)
 
 
   
 
نظرات

Ο
Ο
Ο
Ο
Ο
Ο
Ο
Ο
Ο
Ο
Ο
Ο
Ο
Ο
Ο
Ο
Ο
Ο
Ο